پارت ۱
پارت ۱
شوگا فقط ۴ سالش بود و خانواده و روز های خیلی خوبی داشت.
پدرش سهام دار یکی از شرکت های کره بود زندگیه خوبی داشتن تا اینکه پدرش از شرکت اخراج شد چون فکر میکردم اون سهام شرکت و بالا کشیده ولی کار اون نبود.
از اون روز به بعد وضعیت چندان خوبی نداشتن شوگا مجبور بود تو همون سن کم شروع به کار کنه مامان شوگا هم سخت کار میکرد ولی پدر شوگا افسرده شده بود خیلی عوض شده بود کار هروز اش شده بود خوردن مشروبات و الکل همش تو بار بود با حداقل پولی که شوگا و مادرش در می آوردن قمار میکرد و همیشه میباخت اون همیشه مست برمی گشت خونه و شوگا و مادرش رو اذیت میکرد تا اینکه بخاطر بدهکاری سر قمار یکی از مافیا ها پدرش رو کشت.
هم خوشحال بود که دیگه کسی نیست پولاشون رو هدر بده و اذیتشون کنه ولی به هر حال اون پدرش بود و از طرفی ناراحت بود که مرده...
چند سال گذشت مادر شوگا به خاطر دیسک دیگه نمی تونست کار کنه اونا به زور تونستن یه خونه کوچیک و درب و داغون اجاره کنن که صاحب خونه بخاطر تخفیفی که برای وضعیت شون داده بود مدام منت میذاشت و اذیتشون میکرد.
شوگا مجبور بود برای چرخوندن زندگی خودش و مادرش و اجاره خونه سخت کار کنه اون تو دو جا کار میکرد و پول میگرفت تا زندگی شون رو سر و سامون بده ولی هرچی در می آورد صاحب خونه ازش میگرفت و باقی اش خرج خرد و خوراک خودش و مادرش میشد هروز همینطور کار میکرد...ولی تا کی باید این فلاکت رو تحمل کنه هروز مجبور بود بره تو کافه کلی کار کنه بعد مستقیم بره پیتزا فروشی تا پیتزا هارو ببره و تحویل بده زندگی اش بر همین روال بود. .........ادامه دارد
کامنت و لایک مساوی کردید ولی ۱۵ تا لایک بود👽✨💔
شرط پارت بعد
۱۵ تا لایک
۱۵ تا کامنت
شوگا فقط ۴ سالش بود و خانواده و روز های خیلی خوبی داشت.
پدرش سهام دار یکی از شرکت های کره بود زندگیه خوبی داشتن تا اینکه پدرش از شرکت اخراج شد چون فکر میکردم اون سهام شرکت و بالا کشیده ولی کار اون نبود.
از اون روز به بعد وضعیت چندان خوبی نداشتن شوگا مجبور بود تو همون سن کم شروع به کار کنه مامان شوگا هم سخت کار میکرد ولی پدر شوگا افسرده شده بود خیلی عوض شده بود کار هروز اش شده بود خوردن مشروبات و الکل همش تو بار بود با حداقل پولی که شوگا و مادرش در می آوردن قمار میکرد و همیشه میباخت اون همیشه مست برمی گشت خونه و شوگا و مادرش رو اذیت میکرد تا اینکه بخاطر بدهکاری سر قمار یکی از مافیا ها پدرش رو کشت.
هم خوشحال بود که دیگه کسی نیست پولاشون رو هدر بده و اذیتشون کنه ولی به هر حال اون پدرش بود و از طرفی ناراحت بود که مرده...
چند سال گذشت مادر شوگا به خاطر دیسک دیگه نمی تونست کار کنه اونا به زور تونستن یه خونه کوچیک و درب و داغون اجاره کنن که صاحب خونه بخاطر تخفیفی که برای وضعیت شون داده بود مدام منت میذاشت و اذیتشون میکرد.
شوگا مجبور بود برای چرخوندن زندگی خودش و مادرش و اجاره خونه سخت کار کنه اون تو دو جا کار میکرد و پول میگرفت تا زندگی شون رو سر و سامون بده ولی هرچی در می آورد صاحب خونه ازش میگرفت و باقی اش خرج خرد و خوراک خودش و مادرش میشد هروز همینطور کار میکرد...ولی تا کی باید این فلاکت رو تحمل کنه هروز مجبور بود بره تو کافه کلی کار کنه بعد مستقیم بره پیتزا فروشی تا پیتزا هارو ببره و تحویل بده زندگی اش بر همین روال بود. .........ادامه دارد
کامنت و لایک مساوی کردید ولی ۱۵ تا لایک بود👽✨💔
شرط پارت بعد
۱۵ تا لایک
۱۵ تا کامنت
- ۷۲۰
- ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط