بیــا که با سر زلفت قــــرار خواهم کرد

بیــا که با سر زلفت قــــرار خواهم کرد
که گر ســرم بــرود برنـــدارم از قدمت

ز حال مـــا دلت آگه شــــود مگر وقتی
که لاله بـردمد از خـــاک کشتگـان غمت

روان تشنه مــــا را به جــرعه‌ای دریاب
چو می‌دهند زلال خضـر ز جـــــام جمت

همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد
که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت

#حافظ
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

بیا که با سر زلفت قرار خواهم کردکه گر سرم برود برندارم از قد...

...ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شددل رمیدهٔ ما را رفیق و مون...

حضرت عباسی ها کیف کنن ... ای شیر، یَلِ حیدرِ کرّار، دمَت گرم...

حافظ _ غلام نرگس مست تو تاجدارانند...

برای دیدنت از مرز آفتاب گذشتمبه دم دمای غروب از پسِ شباب گذش...

غزلستان: فال روز یکشنبه، ۸ فروردین ۱۴۰۰ غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند تو

باران!

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط