روزی یه مرد ماهیگیر، خیلی اتفاقی با قایقش وارد رودی میشه

روزی یه مرد ماهیگیر، خیلی اتفاقی با قایقش وارد رودی میشه که از یه جنگل پر از درختای هلو عبور میکرده. تعداد درخت‌ها به قدری زیاد بوده که تمام زمین پر از شکوفه‌های هلو بوده. رود در انتها به یه غار کوچیکی میرسه. دهنه غار انقدر تنگ بوده که مرد به سختی و با کلی فشار ازش رد میشه اما در نهایت به یه روستا میرسه که کلی حیوان و انسان اونجا بودن‌. روستایی‌ها از دیدن اون مرد خیلی تعجب میکنن و براش توضیح میدن که اجداد اونها سالیان سال پیش، از زمانی که یه آشوب داخلی تو سلسله ای که اون زمان حاکم بود رخ داد، به این روستا فرار کردن. اما تصمیم گرفتن که اونجا رو ترک نکنن و با هیچ کس از خارج اون روستا ارتباط نداشته باشن. در نتیجه از اتفاقاتی که بعدها در کشورشون افتاد هیچ خبری نشنیدن و همین باعث شد شاد و قانع تا آخر عمر زندگی کنن. ماهیگیر با مهمان‌نوازی مردم اون روستا، به مدت یک‌هفته اونجا موند و زمانیکه تصمیم گرفت روستا رو ترک کنه، فهمید نمی‌ارزه که این تجربه رو جایی تعریف کنه. با کمک نشونه هایی که گذاشته بود از مسیرش برگشت. بعدها این داستان و برای دیگران تعریف کرد و مردم زیادی سراغ اون روستا رفتن اما هیچوقت پیداش نکردن. 🌸
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این افسانه به نام ”بهارِ شکوفه هلو“ توسط نویسنده ی چینی، آقای یوآنمینگ سال ۴۲۱ میلادی نوشته شده و پیامش این بود که اون مکان مانند یه بهشت آسمونیه که مردمش با وفق دادن خودشون با طبیعت، بی‌خبر از جهان خارج، قرن ها به خوبی و خوشی زندگی میکنن. از این داستان به عنوان یه دنیای ایده‌آل/آرمانشهر یاد میکنن که هرکسی آرزوش و داره و از اونجایی که تو زندگی روزمره و دنیای فعلی نمیشه همچین مکانی پیدا کرد، نمادِ حقیقت دست‌نیافتنی هم هست.

حالا ربطش به آلبوم پیچز چیه؟
پست بعدی میگم نمیشه بیشتر بنویسم 🙂
دیدگاه ها (۰)

خطر اسپویل از ناول :توی ناول، بعد از اینکه همه چیز تموم میشه...

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

چک کنید!

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8۳باورت بشه که آدما ...

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

🌱 قسمت اول داستان یکی از دخترای کان...

✨چالش ده روزه ، روز سوم ✨یه کتاب رو نقد کن و نظر خودتو نسبت...

خب بریم ایده فیک 😅👇🏻 ژانر: عاشقانه، درام، هیجان‌انگیز، فانتز...

طبقه ۱۲پارت ۶پرش زمانی به فردا:کوک نمیتونست نسبت به حرف های ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط