{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌱 قسمت اول

🌱 قسمت اول
داستان یکی از
دخترای کانال ...

امشب می‌خوام قصه‌ی واقعی زندگی یه
زن رو براتون تعریف کنم... 🥹❤️

زنی که شاید خیلی‌هاتون با شنیدن قصه‌ش، یه گوشه‌ای از زندگی خودتون
رو توی زندگی اون پیدا کنید...
در روزگاران خیلی دور دخترکی شاد و خوشگل زندگی میکرد
که اسمش فاطمه بود 🌸
فاطمه دختر کوچیک خانواده بود
پدر و مادرش فقط دو دختر داشتن
بانو و فاطمه ❤️
فاطمه عزیزِ دل پدرش بود
از اون دخترهایی که پدر وقتی نگاهشون
می‌کنه، انگار خستگی دنیا از تنش درمیاد 🥹
زندگی فاطمه اون روزها آروم بود
پدرش تکیه‌گاهش بود
مادرش پناهش
و خواهرش هم کنارش بود ❤️
اما زندگی گاهی درست وقتی فکر می‌کنی
همه‌چیز سر جاشه، یه اتفاق می‌فرسته که مسیر همه‌چیز رو عوض می‌کنه...
پدر فاطمه مرد زحمتکشی بود 🌾
بعد از برداشت گندم‌ها، با وجود خستگی
زیاد، فقط به عشق زیارت امام حسین راهی کربلا شد 🥹❤️
اما وقتی برگشت...
مریض بود 💔
همه امیدوار بودن خوب بشه
فکر می‌کردن این بیماری هم می‌گذره و دوباره صدای خنده‌هاش توی خونه می‌پیچه...

اما حال پدر روزبه‌روز بدتر شد 😔
و فاطمه هنوز نمی‌دونست...
این روزها، آخرین روزهایی هستن که پدرش رو کنار خودش داره...
و پدر در آخرین روزهای زندگی، فقط یک نگرانی داشت:
آینده‌ی دختر کوچیکش... 😭

اما حرفی که پدر در آخرین لحظات زندگی‌اش زد، سال‌ها بعد تبدیل شد به یکی از مهم‌ترین قسمت‌های زندگی فاطمه...
🥹❤️ ادامه داره...

https://eitaa.com/AySANRHy


نظرتون رو میخونم 👇

@aysan_doukht
دیدگاه ها (۰)

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

🖤 قسمت سوم وقتی حق انتخاب از فاطمه گرفته شد...هنوز داغ پد...

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

معرفی نام لونا سن ۱۹قد۱۵۵وزن ۴۰شخصیت مهربون کیوت از تاریکی و...

عکس اولیه...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

خب خب توضیحاتاسم . Shade and Shineتعداد پارت . بالای 20 تا پ...

انیمه | kaiju girl caramelise

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط