{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با درد بساز چون دوای تو منم

با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم

گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم

دل در بر من زنده برای غم تست
بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست

لطفی است که می‌کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست

باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم

هر پیمانی که بی‌تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
دیدگاه ها (۲)

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته...

باز آمدم و برابرت بنشستم احرام طواف گرد رویت بستم هر پیمان...

با درد بســـــــاز، چون دوای تو منمدر کس منگر که آشـــــــنا...

با #درد بساز چون دوای #تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کش...

🌷❣باز آمدم و برابرت بنشستماحرامِ طوافِ گردِ رویت بستمهر پیما...

با درد بساز ، چون دوای تو منمدر کس منگر ، که آشنای تو منمگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط