◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟
- #ParT_20 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄

چند ثانیه سکوت شده بود..

بعد پاشد و با ببخشید دوباره تو آشپزخونه برگشت
بابا چرخید سمتم!

- این دختر چیزیش شده؟!

شونه ای بالا انداختم..

- نمیدونم..
دور و برش نمیپلکم که..

بابا چشماشو ریز کرد و سری تکون داد

قلوپی از چاییش‌ خورد
- حال برادرت چطوره؟!

دستی به صورتم کشیدم و نفسمو بیرون دادم

- بد نیست ، از من فاصله میگیره‌..

جدی شد
- رابطه‌تون درست نشده؟!

سری بالا انداختم..

پوزخندی زدم
- آقا منو مقصر وضعیتش میدونه‌..

بابا با ناراحتی نگام کرد

دستی رو شونه‌م زد:
- درکش کن پسرم..
دیدگاه ها (۳)

سلاااممممم بعد مدت ها بابا با دو تا کیسه‌ی پر از میوه‌های ...

چند پارتی (درخواستی)

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 61_ولی یک آدم چطور م...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط