{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهری من چهل دقه فقط سرکلاس نبودم رفته بودیم واسه شمارش آر

ظهری من چهل دقه فقط سرکلاس نبودم رفته بودیم واسه شمارش آراء...
الان اینه وضع من...
2 تا کتاب اضافی و یه مداد اتود اضافی...
دیگه خودتون درک کنید چه اکیپ باحالی هستیم ما...
کلا با اجازه گرفتن ک قهرن خوششون نمیاد از ای قرتی بازیا...
ظهر رفتم کلاس یکیشون اتودمو آورده میگه وقت کردی یه نوکی هم داخل این بزارگرفتار شدم گفتم شرمنده نمیدونستم تو میخوای ببخشید دفه دیگه...
☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺
دیدگاه ها (۱۴)

میخوام یه خاطره از خودم و عشقم ابوذر براتون بگم که مربوط به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط