{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شاعرم ، شاعر که میدانی

من شاعرم ، شاعر که میدانی
سقف دلش همواره نم دارد
جنس تمام شعر او پاییز
با هر خزان پیمان غم دارد

من شاعرم یک شاعر خسته
مثل نسیم سرد یک پاییز
با هر صدای خش خش برگی
لیوان شعرم می شود لبریز

دنیای من زرد است و یخ بسته
غربت نشین کوچه ی دردم
در لا به لای نم نم باران
دنبال شعر تازه میگردم

من شاعری که شعر می بافم
با برگهای زرد خشکیده
دلواپس فصل خزانی که
گم گشته در این عصر پوسیده...
دیدگاه ها (۱)

لبانم سرد و خشكيده☆ دلم از درد پوسيده وجودم زرد و بي طاقت☆ ت...

ترجمه‌ی شعرهایی از ژنرال پاییز

سعید صدیق

شعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران به لطیفی قا...

کامنت لودفنشعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران ...

کامنت لودفنشعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران ...

شعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران به لطیفی قا...

کامنت لودفنشعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران ...

کامنت لودفنشعرو همین الان یهویی خوندم🍒 به لطافت عطر بهاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط