لبانم سرد و خشكيده☆ دلم از درد پوسيده

لبانم سرد و خشكيده☆ دلم از درد پوسيده

وجودم زرد و بي طاقت☆ تنم را مرگ بوسيده

تمام عمر بيحاصل☆ به ناكامي رقم خورده

همه عشق واميدم را☆ پريشاني و غم برده

سقوط و خش خش برگان☆ صداي نم نم باران

خزان با من عجين گشته☆ شدم عضوي ز ناكامان

دلم چشم انتظاراست و☆ نگاهم خيره شد بر در
ك
ه مرگ آيد سراغ ما و☆ پايان آيد اين دفتر

مصادف گشت ميلادم☆ همان روزي كه مرگ آمد

كمي آنسو تر از قبرم☆ صداي مرگ برگ آمد

پناهم كنج گورستان☆ تنم در خاك شد مهمان

شدم آسوده از رنج و☆ غمم در خاك شد پنهان

اميد و آرزوهايم☆ غبار سنگ قبرم شد

هميشه خاطر و يادت☆طنين انداز صبرم شد

شعر از خودم
دیدگاه ها (۸)

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

وقتی ولیعهده ...... پارت یک

نامه تهران جديدبه طهران قديمالا ای کـــــودکی هــــــــــای...

مهرنوش مستحقان زاده شاعر تهرانی

𝓹𝓪𝓻𝓽1angel of deatفرشته مرگمرگ همیشه زودتر از عشق می‌رسد...م...

نشسته بودم در تاریکی ، در تاریکی محض. جایی پشت تیغه ی بلند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط