{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرکی دو سیب در دست داشت

پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت :
یکی از سیب هاتو به من میدی ؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید !
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت :
بیا مامان !
این یکی ، شیرین تره !
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود ..!

هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد......
دیدگاه ها (۱۰)

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند: .....ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ...

داستان خواندنی!!!انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما ب...

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمندی مغروری به او رسید وبا...

پادشاهی 2 شاهین گرفت آنها را به مربی پرندگان سپرد تا آموزش ش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟗تهیونگ که سکوت زیادی پسر رو دید، اروم ...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

#پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من مید...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط