〔گل رز من〕

〔گل رز من〕
_2__last part_
<روز بعد>
گل لیلیوم رو دقیقا پشت سرش گذاشت و با دستمال افتاد به جونش صدای زنگوله در باعث شد به سختی از کارش دل بکنه و تا به مشتری برسه ولی با دیدن جونگ کوکی که همین دیروزم ازتون خرید کرد و بازم اومد تعجب کرد:
+عا سلام چطور میتونم کمکت کنم؟
تک خنده جذابی کرد:
-یجوری حرف میزنی انگار بار اوله میبینی منو
+خب واسم عجیبه چون دیروزم خرید کردی
-گلا اینجارو خیلی دوست دارم ولی ایندفعه تنوع به خرج میدم برای انتخاب گل
+اوم اگه خواستی میتونم کمکت کنم
انگشت اشارشو به سمتش بالا آورد
-این گلو میخوام
+عام منظورتون گل لیلیوم‌عع؟فکر نمیکردم دوست دخترت از اینجور گلا خوشش بیاد!
-اما همه گلا واسه خودمن
از جوابش متعجب شد
-درضمن من گل روبروم رو میگم
تو صورتش خم شد:
-چقد دیگه باید گل بخرم تا متوجه علاقم بشه لاو؟هوم؟کل گلا رو؟
بعد از تموم شدن حرفاش لباشو به لباش رسوند بوسه دل انگیز و زد ناخواسته همراهیش کرد هوا بارونی بود و کم کم بارون شروع به باریدن کرد بوسه شون تو اون بارو با صدای رعد و برق خیلی قشنگ بود....دخترک برای اینکه احساساتشون دوطرفه بود بشدت خوشحال بود بوسه و شون با کم اومدن نفس تموم شد......و این آغاز ماجرا بود

end
دیدگاه ها (۳)

سناریو

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

#درخواستی_سونگمینوقتی بدون اجازش رفتی بار.... نورهای نئونیِ ...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت سوم╰┈────── ...

ابلیس

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط