شب بود و ماه بود و خیابان و کاش تو
شب بود و ماه بود و خیابان و کاش تو
باران و عطر چای و ایوان و کاش تو
پاییز بود و عاشقی و شعرهای من
بوی دو سیب و قل قل قلیان و کاش تو
کارم شده ورق زدن خاطرات دور
اشکی که می چکد سر مژگان و کاش تو
دست و نوازش و گره ی باز روسری
چشم و نگاه و چاه زنخدان و کاش تو
دامن هزار چین و غزل خوان و دلبری
بزم شراب و موی پریشان و کاش تو
باران ببار، بغض مرا تازه تر بکن...
این جا ز دوریت همه گریان و کاش تو
صدبیت نه، هزار غزل نه، که شعر من
حجمش شده برابر دیوان و کاش تو
دارد نسیم مشت به در می زند و من
در فکر آن که آمده مهمان و کاش تو
باران و عطر چای و ایوان و کاش تو
پاییز بود و عاشقی و شعرهای من
بوی دو سیب و قل قل قلیان و کاش تو
کارم شده ورق زدن خاطرات دور
اشکی که می چکد سر مژگان و کاش تو
دست و نوازش و گره ی باز روسری
چشم و نگاه و چاه زنخدان و کاش تو
دامن هزار چین و غزل خوان و دلبری
بزم شراب و موی پریشان و کاش تو
باران ببار، بغض مرا تازه تر بکن...
این جا ز دوریت همه گریان و کاش تو
صدبیت نه، هزار غزل نه، که شعر من
حجمش شده برابر دیوان و کاش تو
دارد نسیم مشت به در می زند و من
در فکر آن که آمده مهمان و کاش تو
- ۱.۳k
- ۰۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط