{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان_امشب...

#داستان_امشب...



روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند
تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند

اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .

ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند

عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟

ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم

همیشه امیدوار باشید چیزی به نفع شما تغییر می کند ..


#شبتونــــ_بخیر
دیدگاه ها (۷)

📣 میزان طلاق در ایران از آمریکا هم بیشتر است؟! 🔹 گزارش جالب ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

#حکایت روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشودو او را نزد حاکم مي...

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشودو او را نزد حاکم می برند ت...

ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند تا مج...

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برندت...

روزي ملانصرالدين خطايي مرتکب ميشودو او را نزد حاکم مي برند ت...

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشودو او را نزد حاکم می برند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط