اوسی دیمن اسلیر
اوسی ژدید
بل بل خعلی خوثگل شد
من بعد ساختن این یارو سایورا رو طلاق دادم
اصن ثایوراح کیحححح😦
عاره خلاصه بریم بیوش
اسم:چیودا
فامیل:کیبوتسجی(با موزان فامیل نزدیک نیستاااا رکب خوردین🌚)
سن:۱۵
تایپ:isfp
تنفس: رز سرخ
شیپ: تانجیرو(جرم ندین تو رو خدا_)
رتبه:کینوتو
استاد:ندارد🤌🏻😳
گذشته:
چیودا تو شهری که تانجیرو توش زغال میفروخت زندگی میکرد و با خانواده کامادو آشنا بود و با بچه هاشون دوست بود...باباش و داداشش وقتی بچه بود رفتن به شهر دیگه به خاطر یه کاری،اما چند روز بعد خبر مرگ پدرش و گم شدن داداشش اومد.این اتفاق تو ۶ سالگیش افتاد.تو ۱۱ سالگی هم مادرش به خاطر بیماری ارثی خانواده کیبوتسجی*همون که موزان بهش مبتلا شده بود*فوت کرد.
چند روز بعد دایی چیودا اومد تا چیودا رو ببره پیش خودش تا زندگی کنن.دقیقا 6 روز بعد از اینکه رسیدن به خونه داییش شیاطین به خونهشون حمله کردن و همه به جز چیودا و دخترداییش مردن🌚🤌🏻
بعد چند تا شیطان کش اومدن و اونا رو نجات دادن..دختر دایی چیودا به خاطر بیماری قلبی نتونست شیطان کش بشه اما چیودا شیطان کش شد و با نگاه کردن به تنفس گل تنفس رز سرخ رو ساخت...
دوستاش:حال ندار_
فکت:
گل سرش رو تانجیرو وقتی بچه بودن بهش هدیه داد
چیودا از اینکه با موزان و شیبکوتارو فامیل دوره خبر داره و عصبیش میکنه چون همه اذیتش میکنن
چیودا تو ۱۳ سالگی خواست خودکشی کنه که سایورا جلوش رو گرفت
چیودا تو قلعه بینهایت نمیمیره اما بعد از قلعه بینهایت از کل کسایی که میشناختشون فاصله گرفت*واسه همین تانجیرو باهاش ازدواج نکرد چون غیبش زد*
چیودا از ساکورا موچی خیلی خوشش میاد
همیشه بوی گل میده
خال های روی گونه اش ارثی هست
تو قلعه بینهایت فقط با موزان میجنگه
بل بل خعلی خوثگل شد
من بعد ساختن این یارو سایورا رو طلاق دادم
اصن ثایوراح کیحححح😦
عاره خلاصه بریم بیوش
اسم:چیودا
فامیل:کیبوتسجی(با موزان فامیل نزدیک نیستاااا رکب خوردین🌚)
سن:۱۵
تایپ:isfp
تنفس: رز سرخ
شیپ: تانجیرو(جرم ندین تو رو خدا_)
رتبه:کینوتو
استاد:ندارد🤌🏻😳
گذشته:
چیودا تو شهری که تانجیرو توش زغال میفروخت زندگی میکرد و با خانواده کامادو آشنا بود و با بچه هاشون دوست بود...باباش و داداشش وقتی بچه بود رفتن به شهر دیگه به خاطر یه کاری،اما چند روز بعد خبر مرگ پدرش و گم شدن داداشش اومد.این اتفاق تو ۶ سالگیش افتاد.تو ۱۱ سالگی هم مادرش به خاطر بیماری ارثی خانواده کیبوتسجی*همون که موزان بهش مبتلا شده بود*فوت کرد.
چند روز بعد دایی چیودا اومد تا چیودا رو ببره پیش خودش تا زندگی کنن.دقیقا 6 روز بعد از اینکه رسیدن به خونه داییش شیاطین به خونهشون حمله کردن و همه به جز چیودا و دخترداییش مردن🌚🤌🏻
بعد چند تا شیطان کش اومدن و اونا رو نجات دادن..دختر دایی چیودا به خاطر بیماری قلبی نتونست شیطان کش بشه اما چیودا شیطان کش شد و با نگاه کردن به تنفس گل تنفس رز سرخ رو ساخت...
دوستاش:حال ندار_
فکت:
گل سرش رو تانجیرو وقتی بچه بودن بهش هدیه داد
چیودا از اینکه با موزان و شیبکوتارو فامیل دوره خبر داره و عصبیش میکنه چون همه اذیتش میکنن
چیودا تو ۱۳ سالگی خواست خودکشی کنه که سایورا جلوش رو گرفت
چیودا تو قلعه بینهایت نمیمیره اما بعد از قلعه بینهایت از کل کسایی که میشناختشون فاصله گرفت*واسه همین تانجیرو باهاش ازدواج نکرد چون غیبش زد*
چیودا از ساکورا موچی خیلی خوشش میاد
همیشه بوی گل میده
خال های روی گونه اش ارثی هست
تو قلعه بینهایت فقط با موزان میجنگه
- ۱۲.۳k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط