سیاسی اجتماعی
امروزه شاهد «جنگ به واسطه رسانهها» هستیم. در واقع، تغییر ماهیت ارتباطات و اطلاعات، میدان نبرد را نیز دگرگون کرده است:
۱. تغییر میدان نبرد از فیزیکی به شناختی (Cognitive Warfare)
در عصر اطلاعات، هدف اصلی تسخیر خاک دشمن نیست، بلکه تسخیر ذهن و باور اوست. اگر در گذشته توپخانه و نیروی زمینی زیرساختهای فیزیکی را تخریب میکردند، امروز رسانهها زیرساختهای ذهنی و اعتماد عمومی را هدف میگیرند. بردن در این میدان به معنای وادار کردن افکار عمومی داخلی و جهانی به پذیرش یک روایت خاص است.
۲. رسانه به عنوان ابزار مشروعیتزدایی و بسیجگری
در عصر رسانه (عصر تلویزیون و رادیو)، رسانهها عمدتاً بازتابدهنده جنگ بودند. اما در عصر اطلاعات، رسانهها به بخشی از ماشین جنگی تبدیل شدهاند:
مشروعیتزدایی: با برجستهسازی یک وجه از ماجرا (مثلاً جنایات طرف مقابل) و نادیده گرفتن وجه دیگر، به یک طرف برچسب «حق» و به طرف دیگر برچسب «باطل» میزنند.
·بسیجگری: رسانههای اجتماعی به ابزاری برای سازماندهی سریع افکار عمومی یا حتی گروههای نیابتی تبدیل شدهاند.
۳. جنگ روایتها (The Battle of Narratives)
در عصر اطلاعات، هر رویداد واقعی در میدان نبرد، بلافاصله تبدیل به یک «روایت» در فضای مجازی میشود. از آنجایی که مخاطب امروز با انبوهی از اطلاعات مواجه است، گروههای درگیر تلاش میکنند روایت خود را غالب کنند. پیروزی واقعی زمانی رقم میخورد که روایت شما در رسانههای جهان به عنوان «حقیقت» پذیرفته شود، حتی اگر در میدان فیزیکی در اقلیت باشید.
۴. اطلاعات به عنوان سلاح (جنگ هیبریدی)
عصر اطلاعات به بازیگران دولتی و غیردولتی اجازه داده است تا از «اطلاعات» به عنوان یک سلاح استفاده کنند:
اخبار جعلی (Fake News): تولید و پخش شایعات برای تضعیف روحیه دشمن یا ایجاد تفرقه در ائتلافها.
·عملیات روانی پیشرفته: استفاده از دادهکاوی و الگوریتمها برای ارسال پیامهای هدفمند به گروههای خاص جمعیتی (مثلاً ارسال پیامهای خاص و جهت دار برای مردم از طریق شبکههای اجتماعی).
۵. اقتصاد توجه و نمایشی شدن خشونت
در عصر اطلاعات، «توجه مخاطب» یک کالای کمیاب و ارزشمند است. گروههای مختلف میدانند که برای دیده شدن، باید محتوای خشن تولید کنند. به همین دلیل، صحنههای جنگ به شکلی تولید و تدوین میشوند که قابلیت ویروسی شدن (Viral) در شبکههای اجتماعی را داشته باشند. خود خشونت برای مصرف رسانهای تولید میشود..
نتیجهگیری:
شاهد جنگ به واسطه رسانهها هستیم، زیرا در عصر اطلاعات، رسانه دیگر فقط یک پنجره برای مشاهده جنگ نیست، بلکه خود به میدان جنگی تبدیل شده است که در آن سرنوشت درگیریها با مدیریت ادراک، احساسات و باورهای مردم رقم میخورد. تسخیر قلبها و ذهنها (Hearts and Minds) مقدم بر تسخیر جغرافیا شده است.
#ایران
#اگاهی
#جنگ_رسانه_ای
#جنگ_شناختی
#کنترل_افکار
#آشوب
#جنگ_داخلی
#حمله_نظامی
#تجزیه_ایران
۱. تغییر میدان نبرد از فیزیکی به شناختی (Cognitive Warfare)
در عصر اطلاعات، هدف اصلی تسخیر خاک دشمن نیست، بلکه تسخیر ذهن و باور اوست. اگر در گذشته توپخانه و نیروی زمینی زیرساختهای فیزیکی را تخریب میکردند، امروز رسانهها زیرساختهای ذهنی و اعتماد عمومی را هدف میگیرند. بردن در این میدان به معنای وادار کردن افکار عمومی داخلی و جهانی به پذیرش یک روایت خاص است.
۲. رسانه به عنوان ابزار مشروعیتزدایی و بسیجگری
در عصر رسانه (عصر تلویزیون و رادیو)، رسانهها عمدتاً بازتابدهنده جنگ بودند. اما در عصر اطلاعات، رسانهها به بخشی از ماشین جنگی تبدیل شدهاند:
مشروعیتزدایی: با برجستهسازی یک وجه از ماجرا (مثلاً جنایات طرف مقابل) و نادیده گرفتن وجه دیگر، به یک طرف برچسب «حق» و به طرف دیگر برچسب «باطل» میزنند.
·بسیجگری: رسانههای اجتماعی به ابزاری برای سازماندهی سریع افکار عمومی یا حتی گروههای نیابتی تبدیل شدهاند.
۳. جنگ روایتها (The Battle of Narratives)
در عصر اطلاعات، هر رویداد واقعی در میدان نبرد، بلافاصله تبدیل به یک «روایت» در فضای مجازی میشود. از آنجایی که مخاطب امروز با انبوهی از اطلاعات مواجه است، گروههای درگیر تلاش میکنند روایت خود را غالب کنند. پیروزی واقعی زمانی رقم میخورد که روایت شما در رسانههای جهان به عنوان «حقیقت» پذیرفته شود، حتی اگر در میدان فیزیکی در اقلیت باشید.
۴. اطلاعات به عنوان سلاح (جنگ هیبریدی)
عصر اطلاعات به بازیگران دولتی و غیردولتی اجازه داده است تا از «اطلاعات» به عنوان یک سلاح استفاده کنند:
اخبار جعلی (Fake News): تولید و پخش شایعات برای تضعیف روحیه دشمن یا ایجاد تفرقه در ائتلافها.
·عملیات روانی پیشرفته: استفاده از دادهکاوی و الگوریتمها برای ارسال پیامهای هدفمند به گروههای خاص جمعیتی (مثلاً ارسال پیامهای خاص و جهت دار برای مردم از طریق شبکههای اجتماعی).
۵. اقتصاد توجه و نمایشی شدن خشونت
در عصر اطلاعات، «توجه مخاطب» یک کالای کمیاب و ارزشمند است. گروههای مختلف میدانند که برای دیده شدن، باید محتوای خشن تولید کنند. به همین دلیل، صحنههای جنگ به شکلی تولید و تدوین میشوند که قابلیت ویروسی شدن (Viral) در شبکههای اجتماعی را داشته باشند. خود خشونت برای مصرف رسانهای تولید میشود..
نتیجهگیری:
شاهد جنگ به واسطه رسانهها هستیم، زیرا در عصر اطلاعات، رسانه دیگر فقط یک پنجره برای مشاهده جنگ نیست، بلکه خود به میدان جنگی تبدیل شده است که در آن سرنوشت درگیریها با مدیریت ادراک، احساسات و باورهای مردم رقم میخورد. تسخیر قلبها و ذهنها (Hearts and Minds) مقدم بر تسخیر جغرافیا شده است.
#ایران
#اگاهی
#جنگ_رسانه_ای
#جنگ_شناختی
#کنترل_افکار
#آشوب
#جنگ_داخلی
#حمله_نظامی
#تجزیه_ایران
- ۶.۵k
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط