{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی هایم اتاقی ساده بود 

کودکی هایم اتاقی ساده بود 
قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود 
شب که می شد نقشها جان می گرفت 
روی سقف ما که طاقی ساده بود 
می شدم پروانه ، خوابم می پرید 
خوابهایم اتفاقی ساده بود 
زندگی دستی پر از پوچی نبود 
بازی ما جفت و طاقی ساده بود 
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود 
ساده بودن عادتی مشکل نبود 
سختی نان بود و باقی ساده بود
دیدگاه ها (۸)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

کودکی‌ هایم اتاقی ساده بود قصه ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که ...

کودکی هایم اتـــــاقی ساده بود..قصه ای ، دُور اجـــــاقی ساد...

کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود شب ک...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای دور اجاقی ساده بودشب که میشد...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای دور اجاقی ساده بودشب که میشد...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای دور اجاقی ساده بودشب که میشد...

کودکی هاکودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای دور اجاقی ساده بود ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط