{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست اگر با دست خالی راهی میخانه است

مست اگر با دست خالی راهی میخانه است

احتمالاً در سرش یک فکر بی باکانه است 

عقل دارم!- بیشتر از آنچه لازم داشتم-

هر که از دیوانگی دل می کند دیوانه است!

پیش چشم آشنایان هرچه میخواهی بگو

سختی تحقیر پیش مردم بیگانه است! 

راه خود را کج کن و قدری از آنسوتر برو!

هرکجا دیدی سری آرام روی شانه است!

من نمیدانم چه سرّی دارد اینکه در دلم –

هرکه مهمان می شود در حکم صاحبخانه است!

اینکه در آغوش من بودی دلیلی ساده داشت:

گنج معمولاً میان خانه ای ویرانه است!
دیدگاه ها (۲)

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، با...

جانان نظری کو ز وفا داشت نداردلطفی که از این پیش به ما داشت ...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

جنایتکارکه آدم کشته بود، در حال فرار با لباس ژنده خسته به ده...

مست اگر با دست خالی راهی میخانه استاحتمالاً در سرش یک فکر بی...

مست اگر با دست خالی راهی میخانه استاحتمالاً در سرش یک فکر بی...

مست اگر با دست خالی راهی میخانه استاحتمالاً در سرش یک فکر بی...

مست اگر با دست خالی راهی میخانه استاحتمالاً در سرش یک فکر بی...

🍁مست اگر با دست خالی راهی میخانه است🍁

🍁مست اگر با دست خالی راهی میخانه است 🍁

عاشقت دیوانه شد دیوانه هستم بعد از اینجز تو با کلّ جهان  بیگ...

عاشقت دیوانه شد دیوانه هستم بعد از اینجز تو با کلّ جهان ب...

اندوهِ تو شد واردِ کاشانه‌ام امشبمهمانِ عزیز آمده در خانه‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط