برگرد! تا وقتی نمیآیی نمیچسبد
برگرد! تا وقتی نمیآیی نمیچسبد
بانوی من! پاییز، تنهایی نمیچسبد …
وقتی نباشی پیش من، پاییز، جای خود
هر چیز زیبا و تماشایی نمیچسبد
بر سرزمین غصبی دل، بعد تو، شاهم
بر مُلک خالی، حکمفرمایی نمیچسبد !
دار و ندارم بودهای، هستی و خواهی بود
دار و ندارم! بی تو دارایی نمیچسبد …
کم «هیت لک» نشنیدهام امّا «معاذ الله» !
وقتی زلیخا نیست، رسوایی نمیچسبد !
هر چند تلخی میکنی شیرین من! با من
بی قند لبخندت ولی چایی نمیچسبد !
از تو فقط یک عکس پیشم مانده بانو جان !
میبوسمت،
امّا مقوایی نمیچسبد !
رضا احسانپور
بانوی من! پاییز، تنهایی نمیچسبد …
وقتی نباشی پیش من، پاییز، جای خود
هر چیز زیبا و تماشایی نمیچسبد
بر سرزمین غصبی دل، بعد تو، شاهم
بر مُلک خالی، حکمفرمایی نمیچسبد !
دار و ندارم بودهای، هستی و خواهی بود
دار و ندارم! بی تو دارایی نمیچسبد …
کم «هیت لک» نشنیدهام امّا «معاذ الله» !
وقتی زلیخا نیست، رسوایی نمیچسبد !
هر چند تلخی میکنی شیرین من! با من
بی قند لبخندت ولی چایی نمیچسبد !
از تو فقط یک عکس پیشم مانده بانو جان !
میبوسمت،
امّا مقوایی نمیچسبد !
رضا احسانپور
- ۱.۴k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط