{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است
هرجا چراغ دیده گمان کرده خانه است

دائم افول می کنم از خویش این منم
رودی ک برخلاف مسیرش روانه است

اشک روان و موی پریشان و بار غم
چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است

آگاهی از درون تو یک آرزوی دور
چون کشف غارهای بدون دهانه است

جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل
در من ولی به سادگی یک ترانه است

در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست
چکش زدن به آهن سرد احمقانه است
دیدگاه ها (۱)

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه استهرجا چراغ دیده گمان کرده خانه...

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه استهرجا چراغ دیده گمان کرده خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط