{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است
هرجا چراغ دیده گمان کرده خانه است

دائم افول می کنم از خویش این منم
رودی که برخلاف مسیرش روانه است

اشک روان و موی پریشان و بار غم
چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است

آگاهی از درون تو یک آرزوی دور
چون کشف غارهای بدون دهانه است

جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل
در من ولی به سادگی یک ترانه است

در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست
چکش زدن به آهن سرد احمقانه است




جواد منفرد

دیدگاه ها (۹)

گاه گاهی که دلم میگیرد به خود میگویم:در دیاری که پر از دیوار...

کیستی که مناینگونه به اعتمادنام خود رابا تو می گویم...کلید ق...

مهـــــــــــــــم نیست اکــــــــــنونزندگــــــی ام چگـــو...

شباهنگاموقت پرسه من با توماهتاب درپس ابرچه غمزه ها داشت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط