{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فک میکرد بالاخره دنیا روی خوشش رو بهش نشون داده و سایه ی

فک میکرد بالاخره دنیا روی خوشش رو بهش نشون داده و سایه ی غم هاش از زندگیش کنار رفته .
تا اینکه بازم اعتماد کرد و باز هم اعتمادش شکست
چی می‌شه وقتی برای بار هزارم کسی اعتمادت رو میشکونه ؟ خودتم باهاش میشکنی
و اینبار تیکه هات پیدا نمیشن
گفتم منو برای خودم بخواه برای کسی که هستم
ولی تا فهمید من کی ام رفت
سرد شد و محو شد از تمام روزهایی که من مرورشون میکردم
مثل قطره ای شبنم از روی گلبرگ های قلبم سُر خورد و افتاد توی سیل اشکهام
نتونستم پیداش کنم
اون رفته بود
دیدگاه ها (۰)

p36

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

فکرشو میکرد بالاخره دنیا روی خوشش رو بهش نشون داده و سایه ی ...

هان روی بالکن ایستاده بود و شبنم روی نرده های فلزی سرد رو لم...

famous mafia. p3

همخونه اجباری.. پارت 10."ویو جئون جونگ کوک"دوین ساکت شده بود...

سناریو ریگولوس

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷 pŧ: ⁷$بهت میگم وایسا ..& دنبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط