ما که سوختیم حداقل بند دل دیگر باش

ما که سوختیم حداقل بند دل دیگر باش
من دلم خونه غروبا تو بخند و شاد باش
پس به حالم، حال حول خودزنی است این روزها
شاهدن و الله سخت است حال من این روزها
دل به دریا زدی گِل بازی میکرد کِشتی من
کم غنی نیست دل ببارد واسه تو مشتی من
کودکی ده ساله بودم میشنیدم از پرنده
عشق میرود در این دنیا مثل آب رونده
روز مرگم نگذارید بیاید مادرم
ترسم اینه بشکند بازم تمام باورم
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمعه شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلمه تاب زنید
گم شدم در این شب سنگی مرا پیدا کنید
از خیابان های دلتنگی مرا پیدا کنید
وقتی تنها میشوم با خنده یادت میکنم
سخت دست میذارم یک روز عادت میکنم
بی سبب نیس که در مزرعه ات میمانم
عاشق ساده ای از جنس شما میخواهم
آی ارامش قلب خسته ی من برگرد
آی درمان دل شکسته ی من برگرد
های وضعیت حال ساده ی من خوش نیس
با توام قسمتی از گذشته ی من برگرد
بعد از تو دگر عشق حرام است به من
رفتم که دگر تورا فراموش کنم
رفتم که به در کنم خیالت اصلا
هرگز نه دگر هوای آغوش کنم
یک عمر برای دیدن روت کم است
وقتی بروی همدم من باز غم است
تاریکی شبا به هیچ کسی رحمی نکرد
اگه خورشید نباشد کمر ماه خم است =]
دیدگاه ها (۳۴)

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

رها💔احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم...

نکات عملی در زندگی شخصی......

پارت ۱۵ — چیزی بیشتر از یک آشناییصبح روز بعد، کاروان هنوز اج...

🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سال‌های آخر زندگی، فاطمه مری...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

پدر خوانده فصل دو

این عکس بیانگر این است که(« در دل ها راز های نهفته ای پابرجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط