سکوتت را ندانستم ٬ نگاهم را نفهمیدی

سکوتت را ندانستم ٬ نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنیها را ٬توهم هرگز نپرسیدی
شبی که شام اخر بود٬ به دست دوست خنجر بود
میان عشق و اینه یه جنگ نابرابر بود
چه جنگ نابرابری ٬چه دستی و چه خنجری
چه قصه محقری ٬ چه اول و چه اخری
ندانستیم و دل بستیم ٬ نپرسیدیم و پیوستیم
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم
سفر باتو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود
نمیدیدیم و میرفتیم هزاران سایه با ما بود
سکوتت را..... نگاهم را.....
در ان هنگامه تردید ٬ در ان بن بست بی امید
در ان ساعت که باغ عشق به دست باد پر پر بود
در ان ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود
شب اغاز تنهایی شب پایان باور بود
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

قسمت ۷

❤ اهنگ؛شب آخر❤ خواننده:داریوش سکوتت را ندانستمنگاهم را نفهمی...

سکوتت را نپرسیدمنگاهم را نفهمیدینگفتم گفتنی هاراتوهم هرگز نپ...

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم...

ندانستیم و دل بستیم.... نپرسیدیم و پیوستیم...ولی هرگز نفهمید...

ندانستیم و دل بستیم.....نپرسیدیم و پیوستیم......ولی هرگز نفه...

ندانستیم و دل بستیم.... نپرسیدیم و پیوستیم...ولی هرگز نفهمید...

. ندانستیم و دل بستیم.... نپرسیدیم و پیوستیم...ولی هرگز نفهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط