💭

💭
در آینه تصویرت اگر تیره و تار است
در خویش نظر کن که پر از گرد و غبار است

راهی بگشاییم اگر در پی نوریم
یک خانه بی روزنه را نور چه کار است؟

دل را بتکانیم و بر آن عطر بپاشیم
هر کنج دلی خوب ترین جای قرار است

یک چند اگر گریه سپس خنده بر آریم
خورشید امیری ست که بر ابر سوار است

فرصت گذران است و دمی منتظرت نیست
او می رود و می رود و مثل قطار است

لب را به لبش دوز و در آغوش کش او را
ساحل به تماشا شد و عمری به کنار است

هرگاه کسی دل به دل عشق سپرده
حالش متحول شد و آنگاه بهار است

#محمد_فرخ_طلب_فومنی
از کتاب عشق را بو می کشم
دیدگاه ها (۱)

در آینه تصویرت اگر تیره و تار استدر خویش نظر کن که پر از گرد...

در آینه تصویرت اگر تیره و تار استدر خویش نظر کن که پر از گرد...

چه می‌کشم!در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که بب...

حسین جعفری

به دلتنگی هایمـــ دست نزنمی شکند بغضــمـــــ یک وقت !!آنگاه ...

کلام دکتر شریعتی در اوصاف وقایع روز عاشورا......شب عاشورا ب...

کبری اسدی نیازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط