پارت۲۲

پارت۲۲

منم خفه شدم ( خفه که نه ساکت شدممم)
نفس و شیدا همزمان: میخندی؟؟؟؟؟
من: نوچ
راستش ترسیدم ازشون آخه هرکدوم کفش پوشیده بودن پاشنه ۲۰ سانت نوووک تیییز

نفس:واااای اکسیژن میخوام دارم خفه میشم از حرص
من: چرا
نفس: اخه این زشتک دوست توعه؟؟؟؟
امیر: زشتک منظورتون منم خانم یار مهر؟
نفس: عههه تویی زشتک وای نه یعنی شمایین استاد آریانی
امیر: بله خودمم
نفس: چه جالب
امیر:کجاش اینقد جالبه
نفس: عه زشتکی که از فرانسه برگشته شمایی واااای یعنی خوشگل که میگن از فرانسه اومده تویی؟؟
امیر: بله خانوم یار مهر منم
صدای آهنگ بلند شد و همین بس بود واسه شاد شدن این دوتا دختر که بریزن وسط
دیدگاه ها (۲)

فصل یازدهمصبح با ناز و نوازشایِ خاله چشامو یه میلیمتر باز کر...

از زبان شوگاوی در طول کلاس همش به اون پسره زل زده بود به نظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط