دوباره شب شد..

دوباره شب شد..
قبل از بستنِ پلک هایمان در اتاقهایی گرم و آرام؛
به یاد اتاقهای سوت و کوری باشیم که دیگر دیواری ندارد، سقفی ندارد، حتی پدر، مادر.. وکودکی هم ندارد..
چه غریبند اتاقهای بی سرنشین.. وچه غریب تر.. سرنشینهای معصومی که ناگهان شادیهایشان پاییز شد ، تنها شدند و در این حجم تلخ ثانیه هایِ بُهت زده، ازسرمای پاییزنه ! که ازسرمای بی کسی می لرزند..
یک شانه و این همه درد؟!
به زمین بگویید مهربان تر باشد..
به زمین بگویید مهربان تر باشد!!


#ایرانم_تسلیت
#کوردهای وطنم تسلیت
#کرمانشاه_تسلیت
دیدگاه ها (۱۰)

دوباره شب شد ....قبل از بستنِ پلک هایمان در اتاقهایی گرم و آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط