{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بگویم دیگر مثل سابق نیست

چه بگویم دیگر مثل سابق نیست
بانو با من چه کرده ای..از تو که دور میشوم انگار پای چوبه دار میروم
نفسم بند آمده..تمام تنم میلرزد..
خودم هیچ...من با چشمهای لرزان و نمناک تو چه کنم
نفسم..حلال ام کن بابت این دوری ها..اینروزها میفهمم چه به تو میگذرد...
خدایا مارا صبور کن...
عمرم..جون ناقابل من فدات...
دیدگاه ها (۲)

میدونم جقدر بدتر از منیداری به سرد فصل لعنتی دوری فکر میکنی....

بانوی عزیزمهمسر مهربونممیدونم که حرف این کار لعنتی که پیش می...

تو دنیام خیلی گردن ام حق داری بابت این تنهایی هات و دوری ها...

زندگیم لباس تو تنها چیزی است که اینجا پر میکند تمام ریه های ...

این لحظه ام با لحظه قبل ام فرق میکند..دیگر مثل گذشته ها نیست...

با دو چَشم قاتلت، قید کلاست را بزنروی هر بندِ دلم، ...

لحظه های تنهایی چه دیر میگذرد ...دلم را به درد می آورد و مرا...

درون آینه به خودم نگاهی می اندازم. چشمهایم را تنگ میکنم، چین...

اهوی من پارت ۲۵ چشامو ک وا کردم دیدم لباس قرمز تنمه به یک می...

fantasy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط