{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
.
.
.
.
.
.
سوار مزدا مشکی آرشام شدیم و آرشام با ریموت در پارکینگ رو باز کرد و به سمت بیمارستان حرکت کردیم دستمو دراز کردم و ضبط رو روشن کردم



رفت دل من رفت مگه از دست نگاهت می شه در رفت
هست یه نفر هست که می ترسم تو رو آخر بده از دست
بارونه با تو آرومه دل دیوونه بگو می مونی پیش من آخه دوست دارم عاشقتم
رفتی تو قلبم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم همه می دونن تو عشق منی رو تو
حساسم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم
همه می دونن تو عشق منی رو تو حساسم پس بمون واسم
دوست دارم کمی درکم کنی یه موقع نکنه ترکم کنی
آخه من عاشق چشماتم ای کاش واسم ناز کم کنی
تو شدی نیمه ی گم شدم وسط عشق تو گم شدم
دوست دارم بمونی واسم من همیشه از وقتی دیدمت حول شدم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم همه می دونن تو عشق منی رو تو
حساسم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم
همه می دونن تو عشق منی رو تو حساسم پس بمون واسم
عشق یعنی چشمات یعنی حسی که نگاه تو به قلبم داد
ای همه دنیام اون نگاه تو آخه بدکاری دستم داد
بارونه با تو آرومه دل دیوونه بگو می مونی پیش من آخه دوست دارم عاشقتم
رفتی تو قلبم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم همه می دونن تو عشق منی رو تو
حساسم
تو همون نیمه ی گم شدمی تو بمون واسم
همه می دونن تو عشق منی رو تو حساسم پس بمون واسم

" رفت مسعود صادقلو "
آهنگ مورد علاقم بود ولی نمی دونم چرا یه دفعه ای دلم گرفت
دلیلشو خودمم نفهمیدم ولی واقعا دپرس شدم
برگشتم سمت آرشام و بهش نگاه کردم
اخم کرده بود و معلوم بود تو یه دنیای دیگست
چیزی که واقعا واسم تعجب آور بود، این بود که چرا آهنگ غمگین رو ترک اول ضبط بود
یا شناختی که آرشام داشتم می دونستم حالا حالا ها آهن غمگین گوش نمی ده مگه این که یه اتفاقی بیفته که بر وقف مرادش نباشه
فوضولیم بد جوری قول کرد و گفتم :
+ داداشی از چیزی ناراحتی؟
_ با صدای گرفته ای گفت :
نه، چه طور مگه؟
+ از صدات واقعا معلومه که هیچیت نیست، دیگه منو نپیچون که من استاد پیچوندنم. راستشو بگو،
ابروهامو بردم بالا و با صدایی که توش شیطنت می بارید گفتم :
+نکنه عاشق شدی؟ کدوم پرنسسی بلاخره دل داداشم رو دزدید؟ بگو شاید ما هم بشناسیمش؟
اول یکم هول شد ولی بعد سریع به خودش مسلط شد و گفت :
_ کی این حرفو زده؟
+ هیشکی ولی به من راستشو بگو، شاید بتونم کمکت کنم.
یکم فکر کرد و گفت :
_ حالا بهت می گم
با حرص گفتم :
+ آرشام نشد دیگه، باید همین الان بگی، وگرنه به مامان می گم.
ابرو هامو بالا و پایین بردم و ادامه دادم :
+ خودت که می دونی چی؟
سریع گفت :
_ باشه باشه، به تو می گم ولی به مامان چیزی نگو که میوفته به جونم و تا نمونه قضیه چیه ولم نمی کنه
با نیش باز گفتم :
+ باشه نمی گم، حالا بگو.
- باشه می گم ولی بعد از اینکه معلم تموم شد
نیشم بسته شد و گفتم :
+آخه تا اون موقع من باید از بیمارستان برم، باشگاهم شروع می شه
لبخند زد و با آرامش تمام گفت :
_ تا اون موقع من عملم اون می شه و میام بهت می گم. و دستشو دراز کردو ضبط رو بکم پایین و بالا کرد و یکی از آهنگ های مورد علاقم اومد
با شنیدن آهنگ دیگه چیزی نگفتم و سرم رو تکیه دادم به صندلی و چشمامو بستمو به آهنگ گوش دادم


وقتی که دستاتو می گیرم تو دستم
وقتی که میدونی عاشق و هستم
وقتی که با چشمات دلو می لرزونی
من دیوونت می شم به همین آسونی
دستاتو می گیرم تو پر از احساسی
من دوست دارم و تو منو می شناسی
وقتی که می خندی واسه تو می میرم
پیش من می مونی با تو جون می گیرم
من عاشقت شدم می خوام بهت بگم تو دنیای منی تویی عشق خودم
دوست دارم تو رو دنیا تو دستم می دونی
جای تو گوشه ی قلبم
توی چشمای تو عشق من می بینم
پای من می مونی من به پات می شینم
من دارم هر لحظه به تو دل می بازم
بهترین روزا رو من برات می سازم
این یه حس خوبه این که با هم هستیم
دست تو تو دستم ما به هم دلبستیم
من با تو فهمیدم زندگی شیرینه تو تموم حرفات به دلم می شینه....
من عاشقت شدم می خوام بهت بگم تو دنیای منی تویی عشق خودم
دوست دارم تو رو دنیا تو دستم می دونی جای تو گوشه ی قلبمه

"عاشقت شدم عماد طالب زاده "
با تموم شدن آهنگ ما به بیمارستان رسیدیم.
آرشام ماشین رو برو تو پارگینگ و پارک کرد
از ماشین پیاده شدم و کولم رو پشتم انداختم.
دزد گیر ماشین رو زد و دستش رو به سمت من گرفت منظورش رو فهمیدمو دستم رو بهش دادم. و حرکت کردیم.
به در بیمارستان رسیدیم و وارد بیمارستان شدیم
خیلی دلم می خواست که توی آینده تو همین بیمارستان کار کنم ولی مشخص نیست که آیندم از چه قراره
همه پرسنل بیمارستان
دیدگاه ها (۲)

❤ ❤ ❤ ❤ ❤

P³⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

آهنگ هایی که الان حال ما تکیدو فمیلی ها رو توصیف می‌کنهبدون ...

تو عمر منی پسر کوچولوی من.. شیشه ی عمر من میشه بانی کوچولوی ...

نشان سوخته.

مهم

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

تولدت مبارک دوست قشنگ من🤍✨ دختری که انگار یه تیکه از آرامشِ ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان آیچی پارت 8 _________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط