پارت ۱۷

خب اینم از اتوبوس. میله ی داخل اتوبوس و می گیرم و خودم و توی اتوبوس بالا میکشم. کارت ملیِ وسیله ی نقلیه ی عمومی رو از توی جیبم در میارم_
هعیی زندگی عزیزم، ریدم حلقت. کارتم و توی اتاقم جا گذاشتم. صبح که دیرم شده بود عجله کردم و کارتم و جا گذاشتم. عادیه. پیش میاد.
اینم از اون احساسم که همش می گفت قراره یه اتفاق بد بیفته. حالا باید تا خونه پیاده برم. هرچی که بیشتر میگذره بیشتر احساس می کنم که من یه خدام.
خدایی که میتونه آینده رو پیش بینی کنه ولی نمی تونه به داد خودش برسه. عجب خدایی هستم. واقعا دمم گرم. ایولا دارم.
فقط خلاصه بگم که کل این مسیر تا خونه خیلی برام عذاب آور بود و الان ساعت ۷ و نیم هست. دیگه هوا کامل تاريک شده. فقط می تونم بگم الان مث سگ خستم. خیلی خیلی خستم. انقدر خستم که می تونم توی خوابيدن رکورد شکنی کنم. بانداژ دست راستم رو هم باید عوض کنم ولی کی کونشو داره؟
پلکام خیلی سنگینه. انقدر خستم که حتی نمی تونم چشمام و باز کنم. نمی دونم چقد خوابیدم ولی قطعا خسته تر هم شدم. بلاخره موفق میشم به گشادیم غلبه کنم و گوشیم و بر می دارم تا ساعت و ببینم. بله الان ساعت ۱۱ و ۵۴ دقیقه ی شب هست. من تقریبا ۴ ساعت خوابیدم ولی هنوز مثل جنازه هام. به قول دوست راهنماییم الان شبیه یه جنازه ی متحرکم. به سختی خودم و به دستشویی می رسونم و آب خنکی به صورتم می زنم. قیافم شبیه جنازه ای هست که با موهای کوتاه و سیاه پرکلاغیش عینک زده و زیر چشماش نیم متر گود افتاده ولی به طرز باور نکردنی ای به نظر خودم الان توی جذاب ترین ورژن خودم هستم. فک کنم به خاطر آینه ی دستشویی هست یا شاید هم به خاطر اینه که حدودای نصفه شب دارم خودم و توی آینه ی دستشویی میبینم.
به هرحال چه میشه کرد؟ من یه خدای جذابم. از این داستانا که بگذریم الان به شدت به سه لیوان قهوه نیاز دارم یا سه لیوان شیرکاکائو ی خنک. من دومی رو ترجیح میدم و سراغ یخچالم میرم. از همه چی که بگذریم من دو چیز و همیشه توی یخچالم دارم که عاشقشونم. یک بستنی دو جنازه ی کاچا_ نه چیز دو شیرکاکائو. وقتی سوخت گيريم از شیرکاکائو تموم میشه میرم سراغ درس و مشقام. درسایی رو که پرسش دارم و فقط یه نیم نگاه میندازم‌. ۵ تا هم تکلیف دارم که فقط ۲ تاشون مهمه پس فقط همون دوتا رو انجام میدم‌.
دیدگاه ها (۰)

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

‏🦙[۰۷:۰۳ ~ ۰۷:۰۵ به وقت ژاپن]جت‌لگ*.. بازم همه چیز رو خراب ک...

🫧🫧🫧| #LIVE_FANS🐶: هنوز دارم روند توان‌بخشی رو ادامه می‌دم......

آپدیت ویورس جین 😭😭🐹 عزیزای من حالتون چطوره؟الان توی کره جشن ...

استی: خیلی بهت افتخار می‌کنم، لینو!!!🐺: خیلی خوشگله، جدی میگ...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

*🐥: اینجا ساعت ۲:۴۰ بعدازظهره، اما به‌خاطر اختلاف ساعت و این...

کیم کآرینآ با رول شوهرش پیامی برای شوما دارد::

من یه مدتی میشد نبودم و توی این مدت از کورتیس بیشتر خوشم اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط