تو زیبا صورتی فامیل نزدیک خداوندی

تو زیبا صورتی فامیل نزدیک خداوندی
گمانم زاده‌ی رعدی و از پشتِ دماوندی

به شورانگیزیِ ابری ولی در اوج آتشباد
شر و شوری و امّا بر اصولی نیک، پابندی

خبرداری که شهری روی لبخند تو شاعر شد!
چرا این ‌گونه کافر گونه، بی رحمانه می خندی؟

میان چشم هایت ارتشِ نازی کمین کرده
نگاهم را به تیر و شعله و سرنیزه می بندی

شبی صدبارمیگویم که آخرمیکشیم امّا
فریبم می دهی هر دفعه با تکرار ترفندی
دیدگاه ها (۱۰)

تو زیباصورتی فامیل نزدیک خداوندیگمانم زاده‌ی رعدی و از پشت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط