{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرد

کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرد
از سوزِ جدایــیِ تـــو کمتـــر گـلـــه می کرد

رفتی و فروریخـــتـم؛ ای کــاش کسی بود
امدادرسانــی پس از ایــن زلــزلــه می کرد

یاد آر دو چشمـی که چو گیسوی تو می دید
سلسال روان از خَــمِ آن سلســلــه می کرد

افسوس ندانست دلــت: زخـــــــم دلم را
شمشیر نمی کرد که این فاصـــله می کرد

کشتیِ نگاهت همه جا رفــت ؛ چه می شد
گاهی سفری هم سوی این اسکله می کرد

بیهــوده چه نالــیـــم؟ که دل بایـــد از آغاز
فکرِ گـــــذر از سختــــی این مرحله می کرد
دیدگاه ها (۴)

از دست تو جانا گله دارد دل زاردلتنگ نگاهت شدم ...

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل ...

به دنبال تو می‌گردم ، نمی‌یابم نشانت رابگو باید کجا جویم مدا...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو کمتـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط