P29🍯

P29🍯





-خوب فرشته کوچولو رسیدیم
{از ماشین پیاده شد و درو برای لارا باز کرد}
-افتخار میدین {تعظیم پرنسی میکنه و دستشو به سمت لارا خم میکنه}
&البته{دست جیمین رو میگیره و پیاده میشه}
-خوب از اینجا به بعد دیگه باید چشماتو ببندی{دستشو میزاره رو چشماش}
&اما بابا میفتم
-نترس من مراقبم خوب بیا بیا اهان حالا باز کن




{داخل کشتی اعضا با یه تزیین توبد رویایی منتظر لارا و جیمین بودن و وقتی اومدن تو کشتی تمام چراغا خاموش بود و وقتی اومدم تو یهو تمام چراغا روشن شد و ففشه و برف شادی همه جارو پر کرد}




کل اعضا با هم=تولدت مبارک🦋



&وایی باورم نمیشه{جیغ و ذوق زده}
-تولدت مبارک پرنسس بابایی{بلندش میکنه و محکم میگرتش تو بغلش}
&مرسی بابا جونم{بغلش میکنه}





نامی=تولدت مبارک خوشگلم
&مرسی عمو جون
جین=کوچولوی مهربون توبدت مبارک
& خیلی ممنون
شوگا=فرشته کوچولو تولدت مبارک
&مرسی عمو

تهیونگ=ستاره کوچولو تولدت مبارک
&مرسی عمویی
جونگکوک=ماه من تولدت خیلی مبارک
& وایی مرسی عمو
جیهوپ=سانشاین کوچولوی عمو تولدت مبارک زیبای من
&مرسیییی عمو جونی.... وایی از همتون ممنونم {تک به تک تمام اعضا رو محکم بغل میکنه}
نامی=خواهش میکنیم عمو جون در اصل باید از بایت تشکر کنی
&مرسی بابایی
-خواهش میکنم خوشگلم
جین=جیمین اینجا چه خوشگله چند اجاره کردی؟
-اجاره نکردم
شوگا=پس چی
-خریدم
جیهوپ=چی
-خریدم
تهیونگ=جدا؟
-اره
کوک=کی
-دو ماهه
& واقعا بابا ؟
-اره عزیزم میخواستم امروز همتون رو سوپرایز کنم
نامی=خیلی قشنگه مبارکت باشه
-ممنونم
&اره خیلی خوشگله
جین=خوب اگه گفتین الان وقت چیه؟
شوگا=کیکککک
&اخجون
جیهوپ=کیوتچه{خم میشه و لپشو محکم میبوسه}
-{میرن پشت میزی که با تم تولد تزیین شده و جیمین اشاره میکنه که آهنگ و پخش کنن و کیک رو بیارن}



{همه با هم آهنگ تولد مبارک رو میخونن براش و کیک رو میزارن رو میز}





تهیونگ=خوب الان باید شمع هارو فوت کنی
جونگکوک=نه نه نه اول آرزو
&{چشماشو میبنده و آرزو میکنه}
جین=خوب الان با شمارش معکوس شمع هارو فوت کن




همه با هم= ده...نه...هشت...هفت...شیش...پنج....چهار... سه...دو...یککککک





&{فوت میکنه}




{همه دست میزنن و بغلش میکنن}





ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

آرمیا شروع کردن به تبریک گفتن به جیمین ولی جیمین یکم طول کشی...

امروز روز بزرگیه، چون تولد فرشته‌ی زندگیمه... آره، جیمین! او...

سناریو ★ وقتی میخوای بهشون بگی بابا شدن هیونگ لاین نامی : از...

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

پارت۳

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط