{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانا بیار باده که ایام می‌رود

جانا بیار باده که ایام می‌رود
تلخی غم به لذت آن جام می‌رود

جامی که عقل و روح حریف و جلیس اوست
نی نفس کوردل که سوی دام می‌رود

با جام آتشین چو تو از در درآمدی
وسواس و غم چو دود سوی بام می‌رود

گر بر سرت گلست مشویش شتاب کن
بر آب و گل بساز که هنگام می‌رود


#مولانا #کوچه_یکم #عشق #شعر
#koche_yekom #eshgh
دیدگاه ها (۴)

.برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم ه...

جانا نخست ما را مرد مدام گردانجانا نخست ما را مرد مدام گردان...

عاشقش هستم ولی انکار و حاشا میکنددلبرم هر لحظه غم را در دلم ...

جـانـا بـه پای مستی، قدری مرام بگذارمن که خراب عشقم ، سـنگ ت...

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارمزیرا که تویی کارم زیرا ک...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

اسفندیار نظر

عباس فرات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط