عباس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار بود که در کل سلسله قاجار شاید بتوان گفت تنها وطن پرست ومرد دلیر این سلسله بود که در مقابل تجاوز گران خارجی به تبریز ایستادگی کرد
عباس میرزا، سالها فرمانفرمای آذربایجان بود و فرماندهی قشون ایران در سالهای ۱۲۱۸ تا ۱۲۲۸ قمری در جنگهای ایران و روس را نیز به عهده داشت. در این جنگهای ده ساله در نبردهای نظامی مهمی چون جنگ اوچ کلیسا پیروز شد و توانست بارها مناطقی از ایران همچون ایروان، قرهباغ، گنجه و شیروان را از روسها پس بگیرد، ولی سرانجام از آنان بویژه در نبرد سرنوشتساز اصلاندوز شکست خورد.
مرگ او بسیار مشکوک بود
طبیب مخصوص و معالج عباسمیرزا، »دکتر کورمک» انگلیسی بود که همراه هیئتهای سیاسی دولت انگلیس به ایران آمده و بواسطه خلاقیت و دقتی که در امر مداوا و معالجه چند بیمار از خود نشان داده بود فتحعلیشاه او را روانه اردوی فرزندش عباسمیرزا کرده بود.
وقتی بیماری عباس میرزا شدت یافت و شاهزاده جنگاور و وطنخواه از درد کلیه بخود میپیچید «کورمک» به او خاطرنشان ساخت که بیماریش خطر فوقالعادهای برای وی ندارد و هلاکآور و کشنده نیست و شما نباید نگران این قضیه باشید.
فتحعلیشاه که از بیماری فرزندش اطلاع یافته بود پس از عزیمت عباس میرزا به مشهد، «کورمک» را با اعتباری به مبلغ پنج هزار تومان برای معالجه عباس میرزا روانه مشهد نمود ولی کسی ندانست که چه اتفاقی افتاد و چه دستهای مرموزی به حرکت درآمد که این طبیب و حکیم حاذق و معتمد در نزدیک شهر نیشابور در سر راه عزیمت به مشهد ناگهان فوت شد.
کسالت و بیماری عباس میرزا در شهر مشهد، غفلتاً رو به شدت میگذارد تا جائیکه در پاهای او ورمهای زیادی ظاهر میگردد، این ورمها تدریجاً از پا به زانو بالا آمده و به نقاط بالاتر سرایت مینماید تا جائیکه یک قسمت از بدن او را فلج مینماید.
بهر تقدیر، در شب نهم جمادی الآخر سال ۱۲۴۹ عباس میرزا پس از بازگشت از زیارت حضرت رضا(ع) دچار استفراغهای پی در پی میگردد که همه آنها خونآلود بود گویا با کبد وی ارتباط داشت که بیشتر ناشی از مسمومیتی مرموز بود.
این استفراغ ها طوری عباس میرزا را به رخوت و سستی و بیحالی دچار میگرداند که منتهی به درگذشت آن شاهزاده غیرتمند و دلاور میگردد.
در آن وقت بر بالین وی تنها علیاصغر خواجه نشسته بود و عباس میرزا که مرگ خویش را قطعی میبیند به خواجه وصیت میکند تا او را در صحن مطهر حضرت دارالحفاظ رضا بخاک بسپارند، آن گاه کلمه توحید را بر زبان جاری ساخته و جان به جان آفرین تسلیم میکند، او در این هنگام فقط ۴۷ سال داشت.
مرگ او بسیار مشکوک بود
طبیب مخصوص و معالج عباسمیرزا، »دکتر کورمک» انگلیسی بود که همراه هیئتهای سیاسی دولت انگلیس به ایران آمده و بواسطه خلاقیت و دقتی که در امر مداوا و معالجه چند بیمار از خود نشان داده بود فتحعلیشاه او را روانه اردوی فرزندش عباسمیرزا کرده بود.
وقتی بیماری عباس میرزا شدت یافت و شاهزاده جنگاور و وطنخواه از درد کلیه بخود میپیچید «کورمک» به او خاطرنشان ساخت که بیماریش خطر فوقالعادهای برای وی ندارد و هلاکآور و کشنده نیست و شما نباید نگران این قضیه باشید.
فتحعلیشاه که از بیماری فرزندش اطلاع یافته بود پس از عزیمت عباس میرزا به مشهد، «کورمک» را با اعتباری به مبلغ پنج هزار تومان برای معالجه عباس میرزا روانه مشهد نمود ولی کسی ندانست که چه اتفاقی افتاد و چه دستهای مرموزی به حرکت درآمد که این طبیب و حکیم حاذق و معتمد در نزدیک شهر نیشابور در سر راه عزیمت به مشهد ناگهان فوت شد.
کسالت و بیماری عباس میرزا در شهر مشهد، غفلتاً رو به شدت میگذارد تا جائیکه در پاهای او ورمهای زیادی ظاهر میگردد، این ورمها تدریجاً از پا به زانو بالا آمده و به نقاط بالاتر سرایت مینماید تا جائیکه یک قسمت از بدن او را فلج مینماید.
بهر تقدیر، در شب نهم جمادی الآخر سال ۱۲۴۹ عباس میرزا پس از بازگشت از زیارت حضرت رضا(ع) دچار استفراغهای پی در پی میگردد که همه آنها خونآلود بود گویا با کبد وی ارتباط داشت که بیشتر ناشی از مسمومیتی مرموز بود.
این استفراغ ها طوری عباس میرزا را به رخوت و سستی و بیحالی دچار میگرداند که منتهی به درگذشت آن شاهزاده غیرتمند و دلاور میگردد.
در آن وقت بر بالین وی تنها علیاصغر خواجه نشسته بود و عباس میرزا که مرگ خویش را قطعی میبیند به خواجه وصیت میکند تا او را در صحن مطهر حضرت دارالحفاظ رضا بخاک بسپارند، آن گاه کلمه توحید را بر زبان جاری ساخته و جان به جان آفرین تسلیم میکند، او در این هنگام فقط ۴۷ سال داشت.
- ۶.۸k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط