{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★عاشقان حضرت عباس بخونن★

★عاشقان حضرت عباس بخونن★

وقتی پرچم حضرت عباس(ع) و همراه اسرا آوردن تو قصر یزید ،
یزید پرچمو از دور دید به احترام پرچم پاشد ، وزیر پرسید یا امیر چرا تا پرچم علمدار حسین (ع) دیدید پا شدید ؟؟؟؟؟
پرسيد علمدار حسين (ع) چه كسي بود? جواب دادن: عباس(ع) برادر حسين(ع) ابن علي(ع)
یزیدگفت : این پرچم و نگاه کن ...
تمام چوبه پرچم تير و ضربه شمشير خورده...
وفقط جاي قبضه ي دست علمدار سالم هست،
این علمدار تا لحظه ایی که جوون تو بدنش بوده تا رمقه آخر وفادار بوده و پرچم را زمين ننداخته ...
به راستي كه تا دنيا دنياست ديگر مادري همچين فرزندي را بدنيا نمياره كه اینگونه شجاع و وفادار باشه ...

قربون داداشی برم، که امان نامه رو ندید رد کرد، شب آخر وقتی همه اومدن از بین دو انگشت امام حسین (ع) جایگاهشون و تو بهشت ببینن نگاه نکرد و رفت ....
امام گفت عباسم تو جایگاهتو نمیبینی ؟؟؟؟
حضرت عباس(ع) گفت بهشت من شمایید...

اگه توام عاشق علمداری کپی کن
"اَلسَّلٰامُ عَلَیْکََ یٰا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبٰاس
"لا اله الا اللّه
صلوات
دیدگاه ها (۷)

اين متن قشنگ بود كمي هم آرامش مي ده ================دل بــسـ...

حقیقتالماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقیقت را جز در...

یه سوالی ذهنمو درگیر کرده ............چقدر طول میکشه که یه ز...

❤ تقدیم به دوستان فعال

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

حضرت ابوالفضل العباس(ع)، مظهر وفاداری است؛وفایی که با هیچ سخ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

وقتی پرچم حضرت عباس(ع) و همراه اسرا آوردن تو قصر یزید ، یزید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط