{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به عشقِ هیچکس ها میےخوابم

به عشقِ هیچکس ها میےخوابم
به هوسِ هیچ هوایے
به هواے هیچ هوسے
میگذارم روز‌هاےبے‌ اتفاقِ هفته
بر موازاتِ روزگارِ من
از جسم و روحِ من عبور کنند
غروب هر روز
قطار زنگ زده ِ لحظه هایم
مثل یک بغضِ آهنین
درست روے گلوگاهِ من ترمز مے‌‌کند
ایستگاهے متروک
بے‌ هیچ مسافرے
و قطارےکه بے‌ عشق
نه پاےکندن دارد
نه جانِ ماندن
..غروب هر روز
قطارم سوت میےکشد
من... دود مے‌‌شوم
دیدگاه ها (۱)

لعنـت بـه دلـم ڪه درپـےات ویران شـد.لعنت بـه غمـت ڪهدر دلـم ...

محبــــــــت زیادےهمیشہ آدمارو خراب میڪنہ...گاهے آدمــــا می...

اگــہ دَستِه مَنــ بود …بِــ آسِــمون مےگُفتَمـــ…کِـ سِتارِ...

سال ها بعددر حالیکه موهاےمعشوقه ات را نوازش مے کنییک آن مرا ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط