{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت آن است که از نام تو من دل بکنم

وقت آن است که از نام تو من دل بکنم
از تـو و یـاد تـو و عطـر تنـت دل بکنم

بعد از این خواب حرام است نزدیک نشو
باید از دیـدن هر شب به شبت دل بکنم

بعد از این زنگ مزن هیج مگو فکر مکن
بـایـد از بـودن در کنـج دلت دل بکنـم

بعد ازاین هیچ کسی را به تو مانند نکنم
بایـد از وهـم نگاهت به خودم دل بکنم

بعد ازاین گر دیدمت خنده ای از دل بکنم
بـایـد از بغـض نشسته بـه تنم دل بکنم

بعد از ایـن شعر نگویم خاک کنم دفتر را
بـایـد از مـردن در قـافیـه هـا دل بکنم

بعد از ایـن نامم نپرسید که نگویم چیزی
بایـد از اسـم خودم روح خودم دل بکنم
دیدگاه ها (۱)

تو را با غیر می‌بینم، صـدایم در نمی‌آید دلم می‌سوزد و کاری ز...

⁣خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من فرصت جوانی نیس...

نگو هرگز نمی آیی، خیـــالت را نگیر از منشبیهِ خابِ شیرین شور...

گاه بارانی و می باری و گاه، رقص ِ پُرشور ِ نسیمم میشویگاه گن...

بادیگارد part⁴☆:کاریت ندارم(سرد) فقط اون منحرف دم در منتظر ن...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۶نگاهمو تند و ناخودآگاه به ل...

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط