{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌کنم ترکِ تو ای یار و فراموشت، نه

می‌کنم ترکِ تو ای یار و فراموشت، نه
عشق رفت از سر من، حسرت آغوشت، نه

از جهان سیرم و از هرچه در آن هست، ولی
جانم از موی پریشان‌شده بر دوشَت، نه

رفت رویای من از دستم و ای داد نرفت
عطر رویاییِ جا مانده به تن‌پوشت، نه

قلبم افسوس که پنداشت تو مانند منی
گرچه صدبار شنید از لب خاموشت "نه"

می‌شود باز کسی همرَهَت، اما هرگز
مثل من عاشق و دیوانه و مدهوشت، نه

می‌رود یاد من از یاد تو، اما نَرَود
زخمه‌ی ناله‌ام از خاطر و از گوشَت، نه

شک ندارم که تو فریاد مرا می‌شنوی
این صدا نیش شود بر جگرت، نوشَت، نه!
دیدگاه ها (۲)

‌حال شب های مراهمچو منی داند و بستو چه دانی کهشب سوختگان چون...

خوشش بادآن نسیم صبحگاهیکه درد شب نشینان را دوا کردنقاب گل کش...

در دامِ تو محبوسمدر دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشمدر وصفِ ت...

می‌کنم ترکِ تو ای یار و فراموشت، نهعشق رفت از سر من، حسرت آغ...

می کنم ترکِ تو ای یار و فراموشت ، نهعشق رفت از سر من ، حسرت ...

می کنم ترکِ تو ای یار و فراموشت ، نهعشق رفت از سر من ، حسرت ...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم ام...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط