شعری نو ازخودم لطفا با نظراتتان کمکم کنید و بدون نظر لایک

شعری نو ازخودم لطفا با نظراتتان کمکم کنید و بدون نظر لایک نکنید:
ای دل کوچک من!
می خواهم خاطره ای گویم با تو در این شب یاس
درمیان همین شب بوها و عرفان گم شده میان آن احساس..
شوق, شوق آن پرواز بی هنگام در دستان دل
اشتیاق موج دریا کنار ساحل..
چشمانت را بازکن هنگامی که به آسمان می نگری
تا دستی ازنور اشک های غمت را نوازش کند
و بال هایت تورا این بار جای دیگر ببرد
قطره ای از نور عمری نابینایی ات را دوا کند
من آن موقع به دیدار تو می آیم دل..
به دیدار سحر و به دیدار کلام سخن حق..
به تماشای حقیقت و بهار...فرزانه95/3/26
ادامه دارد...چون زیاد بود همه اشرا در یک پست نگذاشتم
دیدگاه ها (۱۸)

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

📝شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

قسمتی از سفرم به کردستان

اول مهرپاییز.۱۴۰۵/۷/۱پاییزشعری ست. محکم و گرم

آقای پزشکیان، عکس بچه‌ها رو در سازمان ملل بالا بردین، اما به...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

نمیبخشمت p.23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط