🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…
🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…
😭 چه کسی میداند در سکوتِ خانهات، چند بار نامشان را با اشک صدا میزنی؟ چند بار درِ خانه را به شوقِ آمدنشان مینگری و بغضت را به دیوارهای دلت میسپاری؟
▫️تو مادری؛ که دو آفتاب از آسمانِ آغوشت پر کشیدند و جهان، پس از رفتنشان، برای چشمانت رنگِ دیگری گرفت…
▫️مهدیه و امین، دو نامِ آمیخته با عطرِ جانِ مادر؛ دو پرنده که پرواز کردند و دو جای خالی که تا ابد در هیچ آغوشی پُر نخواهند شد.
🙏 سلام بر تو، ای مادرِ داغهای بیپایان؛ که اشکهایت، قصهی ناگفتهی عشقاند و صبوریات، شعریست که آسمان هر شب برای زمین زمزمه میکند… 🖤🌹
😭 چه کسی میداند در سکوتِ خانهات، چند بار نامشان را با اشک صدا میزنی؟ چند بار درِ خانه را به شوقِ آمدنشان مینگری و بغضت را به دیوارهای دلت میسپاری؟
▫️تو مادری؛ که دو آفتاب از آسمانِ آغوشت پر کشیدند و جهان، پس از رفتنشان، برای چشمانت رنگِ دیگری گرفت…
▫️مهدیه و امین، دو نامِ آمیخته با عطرِ جانِ مادر؛ دو پرنده که پرواز کردند و دو جای خالی که تا ابد در هیچ آغوشی پُر نخواهند شد.
🙏 سلام بر تو، ای مادرِ داغهای بیپایان؛ که اشکهایت، قصهی ناگفتهی عشقاند و صبوریات، شعریست که آسمان هر شب برای زمین زمزمه میکند… 🖤🌹
- ۲۷۲
- ۲۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط