{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست
این حالت بی حوصلگی شاهد آنست

همدم شده ام با در و با سایه ی دیوار
این بغض گلوگیر من از فصل خزانست

برگرد که در باغ دو چشم تو بچینم
آن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست

در عمر من در به در عاصی مجنون
هر سوی بیابان جنون از تو نشانست

هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاه
آغوش تو آرام ترین جای جهان است

هرشب من وتعبیر همان خواب شب پیش
یک لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست

دیوانگی و عشق و جنون و همه با هم
گرد آمده در این دل و بر روی زبانست

من یاد توام لحظه به لحظه همه عمرم
این سوز عیان را چه نیازی به بیانست
دیدگاه ها (۱)

واژه واژه شعرهایم باتومعنامیشود..هرکجاباشی دلم راهیِ آنجا می...

همه رفتند ، فقط من عقب قافله ام . . .بی حواسم ، کسلم ، ساکت ...

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شرو...

آتشی شد عشق و در جانم نشستروبروی عقل و ایمانم نشستنقش تو مان...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنس...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست این حالت بی حوصلگی شاهد آنست...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنس...

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط