{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست

‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست
این حالت بی حوصلگی شاهد آنست

همدم شده ام با در و با سایه ی دیوار
این بغض گلوگیر من از فصل خزانست

برگرد که در باغ دو چشم تو بچینم
آن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست

در عمر من در به در عاصی مجنون
هر سوی بیابان جنون از تو نشانست

هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاه
آغوش تو آرام ترین جای جهان است

هرشب من وتعبیر همان خواب شب پیش
یک لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست

دیوانگی و عشق و جنون و همه با هم
گرد آمده در این دل و بر روی زبانست

من یاد توام لحظه به لحظه همه عمرم
این سوز عیان را چه نیازی به بیانست
دیدگاه ها (۱)

هرگز نکشم منت مهتاب جهان را تاریکی شبهای مرا روی تو کافیستاز...

امشب غزل ساده ی من ناب ترین شدمهتاب در آغوش تو مهتاب ترین شد...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

به دلم زخم زدی دشنه زدی ، رنجیدمبا همین حال فقط پیش تو می خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط