{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه اتفاق بزرگی واقعا! :P )

چه اتفاق بزرگی واقعا! :P )
خدایا امروز روز تولدمه. یه روزی درست مثل همین روزا بود که به دنیا قدم گذاشتم…
خدایا ممنونم ازت که من رو توی این دنیا آوردی. توی این دنیای زشت و بدت! توی دنیایی که خیلی بهم سخت گذشت، خیلی بهم بد گذشت. خدایا مرسی که منو به دنیا آوردی، تا دنیات و آدم های دنیات منو اذیت کنن!
خدایا، خیلی وقتا شده که بهت غر زدم! غر زدم که چرا منو به دنیا آوردی، غر زدم که آخه این چه دنیایی یه! دنیایی که آدماش، بدن، بدی می می کنن، اینقدری که حتی منم دارن مثل خودشون بد می کنن!
توی دنیا خیلی بهم بد گذشت، سخت گذشت، اذیت شدم. دنیا و آدم هاش خیلی اذیتم کردن. اینقدر که گاهی ازت گله میکردم که چرا منو به اجبار توی این دنیای زشت و کثیفت آوردی.
وقت هایی بود که نا شکر بودم، وقت هایی که از اینکه بدنیا اومدم، ازینکه هستم، ازینکه اجازه دادی باشم، شاکی بودم. وقتایی بود که با تمام وجود از خدا می خواستم که کاشکی نبودم، که کاش دیگه نباشم…
لحظه هایی بود که از ته دل آرزو می کردم که کاش هیچ وقت به دنیا نمی اومدم و ازت مرگم رو می خواستم که هر چه زودتر بمیرم…
حالا که بیشتر فکر می کنم، دیگه آرزوی مردن ندارم. نه! دیگه دوست دارم بمیرم. دوست دارم باشم، واسه همیشه.
با وجود تموم سختی ها و غصه هام، تموم خرد شدن ها و شکستن هام، تموم اشک ها و گریه هام… من لحظه های قشنگ و دوست داشتی هم داشتم، لحظه هایی که خیلی از آدما تموم عمرشون حتی یه لحظه هم بهش نمی رسن! لحظه های پاک و مهربونی که فقط، فقط و فقط یک لحظه شون ارزش تحمل اون همه سختی و عذاب دنیا رو داشت…
مثل اون لحظه ای که مامان و مبینا، مثل دو تا گنجیشک کوچولو دزدکی واسم کیک سفارش میدادن و واسم کادو می گرفتن و گوشه و کنار خونه قایم می کردن، بال بال میزدن تا من نفهمم و منو غافلگیر (به قول مبینا: غافنگیر!) کنن و حواسشون نبود که من حواسم هست!
من حالا… حالا دیگه من حتی نمیخوام بمیرم. نمیتونم. دلم طاقت نمیاره. دلم تنگ میشه. واسه مامان و بابام. واسه مبینا. واسه ی خواهر و برادرم. دلم واسه ی همه شون تنگ میشه. نمی خوام بمیرم. میخوام باشم. حتی اگه دور دور.
اگه بمیرم دلم واسه صدای مبینا و مامانم تنگ میشه. دلم واسه خوبی هاشون و مهربونی هاشون تنگ میشه. دلم واسه سادگی و پاکی شون، واسه تموم لحظه های خوبی که واسم درست کردن تنگ میشه.
نه خدایا، نه، دیگه نمیخوام بمیرم. میخوام باشم. خواهش می کنم بزار باشم. خواهش میکنم هیچ وقت دلخوشی هام رو ازم نگیر. مگه من ازت چی خواستم؟ فقط میخوام تنها دارایی هام رو تو دنیا همیشه پیشم نگه داری. همیشه ی همیشه.
ای کاش هیچوقت مردن نبود. اما اگه قراره یه روزی کسی بمیره، دوست دارم اولین نفرشون من باشم. ولی وقتی بمیرم، دلم خیلی تنگ میشه واسشون…
اگه باورت نمیشه چشمام رو ببین. بغض ای رو که همین الآن توی گلومه.
حالا که فرصت زنده بودن رو دارم، فرصت اینکه پیش اونایی باشم که دوستشون دارم، دوست دارم با تموم وجودم زندگی کنم!
آدما، وقتی انسان بزرگی میشن که دو بار به دنیا بیان. یه بار از رحم مادرشون به دنیا، و یک بار توی دنیا، وقتی یک دفعه و با یک اتفاق تکون میخورن و چشماشون باز میشه و دوباره متولد می شن.
خدایا، از همین روز تولدم بهت قول میدم. قول میدم که فقط و فقط خودم باشم. اجازه ندارم آدم ها با بد بودنشون و با رفتارشون با من باعث شن منم مثل اونا شم.
میخوام همون کاری رو بکنم که دوست دارم. همونی باشم که هستم. خود خود خودم. و دنیا و آسمون رو همون جوری بسازم و همون رنگی بزنم که خودم اون شکلی و اون رنگی ام.
خدایا
قول میدم رفتار کسی روی من تاثیر نزاره و واسه هر کسی هم که به من بدی کرد، خوبی کنم.
قول میدم دیگه حرفی نزنم و کاری نکنم که بعدها از انجامشون پشیمون بشم.
قول میدم خودم باشم.
فقط و فقط خودم.
خدایا کمکم کن که قوی باشم.
کمکم کن تا دوباره متولد شم، مثل قددیما، بازم همون مهدی کوچولوی پاک و دوست داشتنی تو… تو هم دلت واسش تنگ شده، نه؟
سرنوشت سال بعدی زندگیم رو همونجوری بنویس که میخوای.
که میخوام.


منبع : #ixzz4Wo5ZlDWN" target="_blank">http://mehdi.mirani.ir/1389/03/23/happy-my-birthday/#ixzz4Wo5ZlDWN
اگه هیچ کس نیست، خدا که هست
دیدگاه ها (۳)

خدایا🖐🖑 من تو این دنیا یه خواسته ازت دارم فقط فقط حال خوبه (...

سلام دوستای قشنگم حالتون چطوره ؟اگه میشه ادامه رو بخون 🎀😊......

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

پایین رو بخون

دوستان از اونجایی که زیاد از حد مودیم حرفم رو پس میگیرم چون ...

تموم شدیم، ولی هنوز وقتی اتفاق خوبی می‌ افته، اول دلم می‌خوا...

من دارم از ویسگون میرم ممنون از کسانی که تا اینجا منو حمایت...

جمله هایی که به جای دوستت دارم میتونی به کسی که دوسش داری بگ...

«وقتی به خارج از کشور سفر می‌کنم، خیلی دلم برای هنک تنگ میشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط