در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.

در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.
پس از جستجو، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.، و نزد پادشاه بردند.
پادشاه به پیرزن گفت، چرا شایعه مرگ من را درست کردی، در حالی که من زنده ام.
پیرزن گفت من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد، قاضی رشوه میگیرد و داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید، کاسبها هم کم فروشی و گران فروشی میکنند
هیچ دادخواهی هم پیدا نمیشود، هیچکس بفکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده اند، لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستی
دیدگاه ها (۴)

در زمان یکی از شاهان،شایعه شد که شاه مرده.شاه به عواملش دستو...

در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.شاه به عواملش دست...

در زمان یکی از شاهان،شایعه شد که شاه،مرده است.شاه به عواملش ...

حکایت ، کنایه

شاه مرده، حکایت ماست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط