در زمان یکی از شاهان،شایعه شد که شاه،مرده است.

در زمان یکی از شاهان،شایعه شد که شاه،مرده است.

شاه به عواملش دستور پیگیری داد تا کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.

پس از جستجو،به عامل شایعه ‎پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند و نزد پادشاه بردند.

پادشاه به پیرزن گفت:چرا شایعه مرگ من را درست کردی،در حالی که من زنده‌ ام!؟

پیرزن گفت:من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته‌ اید.چون هر کسی هر کاری که بخواهد انجام می دهد.قاضی رشوه می‎ گیرد و داروغه از همه باج‌ خواهی می‌ کند و به همه زور می‌ گوید،کاسب‌ ها هم کم‌ فروشی و گران‌ فروشی می‌ کنند.هیچ دادخواهی هم پیدا نمی‌ شود.هیچ کس به‌ فکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده‌ اند،لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستی.
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۳۷ — «مدرکی که ناپدید شد»صبح روز بعد، یونگی قبل از طلوع...

حکایت ، کنایه

در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.شاه به عواملش دست...

در زمان یکی از شاهان،شایعه شد که شاه مرده.شاه به عواملش دستو...

در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.شاه به عواملش دست...

شاه مرده، حکایت ماست...

هنگامی که انوشیروان خواست ایوان کاخ مدائن را بسازد دستور داد...

قرارداد 1919 و کودتای انگلیسی رضا پالانی

خر کریم را نعل کرد : هر گاه کسی برای انجام مقصودش رشوه ی...

(دنیا سلطنت ) پارت ۱۲ پادشاه سر آلیس را بلند کرد و رو پایش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط