{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...!!

خدایا...!!
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...

اما شکایتم را پس میگیرم...
من نفهمیدم...
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...
نگاهم به تو باشد...!!
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست...
معنایش این نیست که تنهایم...
معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهایی معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم...
دیدگاه ها (۱)

خدایـــــا…از بــد کردن آدمهایتــــشکایتـــــ داشتـــــم به ...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏6●•_ویلیام جیمز موریارتی_چند د...

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

مافیای من

★彡   Part 31 彡★ وقت اجرای پلن B بود.اونقدر جیغ میکشم تا کسی ...

وقتی مریض بودی ولی …

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:4یونا:اره مامانی توروخدا ...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط