تاریخ کوتاه ایران و جهان – 1139

تاریخ کوتاه ایران و جهان – 1139
_______________________
در 25 ماه سپتامبر سال 762 ز. {زادروزی}(میلادی) ، «نفس زکیه» (1)(2) ، در واکنش به شکنجه و کشته شدن پسر عمو و چند تن از برادرزاده‌هایش بدستور «منصور» (3) ، دومین فرمانروای (خلیفهء) «عباسیان» (4) ؛ بدون داشتن برنامه‌ای از‌پیش‌فراهم‌شده ، خیزشی جنگ‌افزارمند (قیامی مسلحانه) را در مدینه ، برپد (علیه) عباسیان (4) برپا کرد ؛ و «ریاض ابن عثمان» ، فرماندار عباسی مدینه را دستگیر کرد (5) . ولی «جعفر ابن علی الصادق» (6) ، که پشتیبان برخورد آشتی‌گرایانهء (صلح‌آمیز) با «عباسیان» بود ؛ ناسازگاری (مخالفت) خود با آغاز این خیزش (قیام) را ، به آگاهی (اطلاع) همگان (عموم) رسانید (7).

این خیزش (قیام) «نفس زکیه» و یارانش ، بدون خونریزی بود و «نفس زکیه» ، به تندی (به سرعت) ، پشتیبانی (حمایت) مسلمانان ریشه‌دار مدینه و مكه (انصار) را بدست آورد (5) ، ولی (اما) از همان آغاز ، آشکار بود که این خیزش ، سرانجام خوبی نخواهد داشت ؛ چون با اینکه شهر مدینه ، ارزش نمادین فراوانی داشت ، ولی از دیدگاه جنگی ، از فرجائی (اهمیت) کمی برخوردار بود (5).

«منصور» (3) ، دومین فرمانروای (خلیفهء) «عباسیان» (4) ، در واکنش به این تازش (حملهء) «نفس زکیه» ، بیدرنگ (بلافاصله) راه رسیدن گندم و دیگر دانه‌ها (غلات) به مدینه را بست (5) ؛ و کار پایش (نظارت) کارهای ساختمانی «بغداد» را واگذاشت و به «کوفه» رفت ؛ تا از آنجا ، «نفس زکیه» را به خودواسپاری (تسلیم) وادار کند (5) . در آغاز کار ، «نفس زکیه» ، چند نامه‌ به «منصور» نوشت ؛ و در آنها ، برای چندمین بار ، به «منصور» یادآوری کرد که ، تنها دادآوردمند (محق) فرمانروائی بر مسلمانان است ؛ چونکه بمیانجیگری «فاطمه بنت محمد ابن عبدالله» ، از نوادگان پیامبر اسلام است (5) ؛ ولی «منصور» ، در پاسخ این نامه‌های «نفس زکیه» ، نوشت که فرزندرسی (ارثی) بودن فرمانروائی ، یک ویژگی همایه‌های (جوامع) پیش از اسلام است (5).

پس از پایان یافتن این نامه‌نگاری‌ها ، و خودوانسپردن (تسلیم نشدن) «نفس زکیه» ؛ «منصور» ، برادرزادهء خود ، که «عیسی ابن موسی» نام داشت را ، با 4000 تن (نفر) رزمنده ، به مدینه فرستاد (5) ؛ ولی (اما) «نفس زکیه» نپذیرفت که از مدینه بیرون برود ؛ و به پیروی از محمدابن‌عبدالله ، کندک (خندق) نامی (معروف) مدینه را آماده کرد (5) ؛ ولی با اینچگونی (با اینحال) ، بخشی از رزمندگان «نفس زکیه» ، از سپاه او بیرون آمدند (5).


(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad_al-Nafs_al-Zakiyya
(2) «محمد ابن عبد‌الله ابن حسن ابن حسن ابن علی ابن ابیطالب» ، فرنامیده (ملقَّب) به «نفس زكيه»
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Al-Mansur
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Abbasid_Caliphate
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Alid_revolt_of_762%E2%80%93763
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Ja%27far_al-Sadiq
(7)نوشتارهء (مقالهء) ویکی‌پدیای فارسی با سرنام (عنوان) «محمد بن عبدالله نفس زکیه» را با گوگل بیابید.
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط