.
.
تو رسیدی که یکی شاعری اش گل بکند !
چشمه ای خشک از این معجزه قل قل بکند
فوران کردن من هیچ، دماوند هم آه
روبروی تو بعید است تحمل بکند !
باش در هیات آیینه و بگذار جهان
روزی از دیدن تصویر خودش هُل بکند
اخم هایت خفه ام می کند ای کاش یکی
گره ی بین دو ابروی تو را شل بکند …
آبشاری ست نماد منِ افتاده، که عشق
عظمت می دهدش هرچه تنزل بکند !
خوبی اندازه ی انبوه بدی های زمان
که زمین در خودش احساس تعادل بکند …
جواد_منفرد
تو رسیدی که یکی شاعری اش گل بکند !
چشمه ای خشک از این معجزه قل قل بکند
فوران کردن من هیچ، دماوند هم آه
روبروی تو بعید است تحمل بکند !
باش در هیات آیینه و بگذار جهان
روزی از دیدن تصویر خودش هُل بکند
اخم هایت خفه ام می کند ای کاش یکی
گره ی بین دو ابروی تو را شل بکند …
آبشاری ست نماد منِ افتاده، که عشق
عظمت می دهدش هرچه تنزل بکند !
خوبی اندازه ی انبوه بدی های زمان
که زمین در خودش احساس تعادل بکند …
جواد_منفرد
- ۱.۶k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط