{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه دوست داشتم بفهمم که چه چیزی آدم ها را اینقدر عوض می

همیشه دوست داشتم بفهمم که چه چیزی آدم ها را اینقدر عوض میکند. چه چیزی باعث میشود فراموشی بگیرند و یادشان برود گذشته و خوبی هایی که در حقِ شان شده است را...
دلم میخواست بفهمم انسانیت را کجای زندگیِ شان گم کرده اند. گذشت را با چه چیزی معاوضه کرده اند. دلسوزی را به چه بهایی فروخته اند. احساسِ شان را کجا دفن کرده اند. آدم ها با خودشان چه کار کرده اند که به این روز افتاده اند. با دیدنِ ناحقی سکوت میکنند، با دیدنِ بی عدالتی چشم هایشان را می بندند، در مقابل توهین و تحقیر سکوت می کنند و ادب...
برای تخریب هم دیگر میجنگند و ساعت ها و ماه ها وقت گران بها را صرف دشمنی میکنند. لذت میبرند از غم و ناراحتی و حتی خُرد شدن هم دیگر. فخر میفروشند بابت ظاهر زندگی پر زرق و برقشان و افتخارشان شده لباس های مارک فلان و ماشین و خانه های آنچنانی
میگویند که دلیلش عوض شدن زمانه است. اما من میگویم که زمانه همیشه همین مزخرفی بوده که هست. این آدم ها هستند که عوض شده اند و انسانیت را به هیچ فروخته اند... همین!
دیدگاه ها (۱)

هميشه دوست داشتم بفهمم كه چه چيزي آدم ها را اينقدر عوض ميكند...

هميشه دوست داشتم بفهمم كه چه چيزي آدم ها را اينقدر عوض ميكند...

هميشه دوست داشتم بفهمم كه چه چيزي آدم ها را اينقدر عوض ميكند...

همیشه دوست داشتم بفهمم که چه چیزی آدم ها را اینقدر عوض میکند...

زندگی، کاروانسرایی است پرآشوب، که هر کس در آن گامی می‌نهد تا...

اینجا ایران یک کشور جهان سومی نیست بلکه اروپا و امریکاست .....

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 43["ویو تهیونگ"]وقتی به خونه رس...

شلوار جاگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط