چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشم

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم به مانند پاییز برگ ریزان است....قلبم.....قلبم هم هوای دلتنگی دارد.... با این همه ....اما بر لبانم لبخندی نقش بسته است... تا مجبور نباشم سکوتم را بشکنم....

دلم پاییز می خواهد

دلم پاییز می خواهد ، تا انتهای راه خلوتی بروم برگ ها را رسوا کنم زیر قدم هایمو تمام رویاهای باران را با یک بوسه از نسیم سوزناک دم غروب به باد دهم..."
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم...

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم...

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم...

چند وقتے استحرفے زیباتراز سکوت براے گفتن ندارم...چشمانم بہ ...

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم...

چند وقتی است....حرفی زیباتر از سکوت برای گفتن ندارم...چشمانم...

اقا جانچند وقتی است....حرفی زیباتر از سكوت برای گفتن ندارم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط